بــــــــودا

بودا

حدود دو هزار و پانصد سال پیش، در قلمرو پادشاهی «شاکیا» در هند باستان، شاهزاده­ای تولد یافت که امروزه او را از بزرگ­ترین اندیشمندان و تاریخ­سازان جهان قلمداد می­کنند. نام واقعی وی، «گوتمه­ سیدارتا» بود. در داستان­ها و افسانه­ها آمده است که مادر سیدارتا، «ملکه مایا» که همسر پادشاه قلمروی «شاکیا» به نام «شاه سود هدانا» هم بود، شبی در خواب دید که فیل سپیدی از پهلوی وی وارد رحم­اش شد. پیشگویان و بزرگان دربار، خبر تولد فرزندی را پیش­بینی کردند. قصر پادشاهی، سرشار از شادی و شور گشت، زیرا راجه و ملکه مایا، پس از بیست سال صاحب فرزند می­شدند. همان­طور که انتظار می­رفت، ملکه مایا باردار شد و بنابر رسم آن دوران، برای تولد فرزندش، رهسپار خانه­ی پدری خود شد. در مسیر این سفر، در منطقه­ای به نام «لومبینی»، ملکه قبل از رسیدن به مقصد، فرزند خود را در زیر یک درخت، به دنیا آورد. تاریخ دقیق تولد وی به وضوح مشخص نیست. تاریخ­نگاران، بر این باورند که تولد بودا در سال 563 قبل از میلاد بوده است.

زاهدی وارسته، پیشگویی کرد که ولیعهد تازه متولد شده، در صورت دیدن رنج­ها و مشقات جهان، زندگی درباری را رها کرده و به بی­خانمانی روی می­آورد و نجات دهنده­ای بزرگ خواهد شد. از این رو پادشاه، فرزند خود را در نهایت خوشی و لذت­های دنیوی پرورش داد. سه قصر برای بودای کوچک ساخته شد، قصرهایی برای فصل باران، زمستان و تابستان. شاهزاده از هفت سالگی دروس و فنون حکومتی و نظامی را آموخت و در جوانی، تیرانداز و سوارکاری ورزیده شد. در شانزده سالگی و یا در روایتی نوزده سالگی، با دختردایی خود «شاهزاده یَسودرا» ازدواج کرد.

بودا در یکی از گشت و گذارهایش در خارج از قصر به چهار پدیده برخورد که تا آن زمان چنین مسائلی را ندیده بود. این چهار مورد که به چهار نشانه معروف هستند عبارتند از پیری، بیماری، مرگ و ترک­خانمان. برخورد با این نشانه­ها که وی تا آن زمان ندیده بود، انقلابی ذهنی در او به وجود آورد. آن­گاه بود که رنج و سختی را دریافت و برای درک حقیقت زندگی و رهایی از رنج، مخفیانه قصر پادشاهی را ترک کرد. این واقعه درست در زمانی روی داد که فقط یک روز از تولد تنها فرزندش «راهوله» گذشته بود. وی در سحرگاه با همسر و فرزند خود که در خواب بودند وداع کرد، قصر را ترک گفت و زندگی بی­خانمانی را آغاز نمود؛ در آن زمان، وی بیست و نه ساله بود.

در آغاز راهش به سوی بیداری، با مکاتب و اساتید مختلفی آشنا شده و انواع راه­ها را پیمود، در این میان با پنج مرتاض همگام شد. پس از شش سال ریاضت و سختی در راستای کشف حقیقت، هیچ راهی از پیش نبرد، از این رو بر بیهودگی ریاضت پی برد. بودا در واقع دو مرحله افراط و تفریط را طی کرده بود و هر دو راه را عبث و بی­نتیجه یافت. دوران خوش­گذرانی و ریاضت را پیمود و ناگاه به راه میانه پی برد. از این رو ریاضت را رها کرده، تن شست و خوراک خورد. پنج مرتاض، او را به علت شکستن ریاضتش ترک کردند.

پس از آن، بودا به مراقبه­ی عمیق پرداخت و راه میانه را پیمود، راهی میان افراط و تفریط. در مراقبه­ای زیر یک درخت که بعدها به «درخت بُدی» مشهور شد، وی به مبارزه با شیطان یا نفس خویش پرداخت. مبارزه­ی وی با شیطان، یک داستان نمادین و افسانه­ای­ست. در این داستان شیطان یا مارا، پنج دختر خود را که نمادی از تکبر، طمع، ترس، جهل و شهوت هستند، برای فریفتن سیدارتا به سوی او فرستاد، اماشکست خورد و آن­گاه خود به فریب بودا پرداخت، اما کاری از پیش نبرد و نابود شد. پس از آن، بودا به بیداری رسید و حقیقت جهان بر وی نمایان گشت. از آن پس بود که وی را «بودا» نامیدند، به معنای روشن شده و کسی که به بیداری رسیده است. در آن زمان وی سی و پنج ساله بود.

از آن پس، بودا به گسترش دریافت­ها و آموزه های خود پرداخت. ابتدا به سمت «گردشگاه آهوان ایسیپته»، محلی که پنج مرتاض دوران ریاضت وی در آن­جا ساکن بودند رفت و اولین موعظه­ی خود که به «موعظه­ی بودا در بنارس» مشهور است را بیان کرد و پنج مرتاض، نخستین شاگردان وی شدند. وی تا پایان عمر، به گسترش آیین خود پرداخت و راه رهایی را در پیمودن راه میانه، که راهی­ست میان افرط و تفریط دانسته و آن را روشنگری کرد.

وی در راستای آموزش آیین یا «دارما»، به اقصی نقاط کشور سفر کرده و همواره به ارشاد و آموزش رهروان می­پرداخت. آموزه­های منحصر به فرد، بی چشم­داشت و ناب او، نام وی را در ردیف معلمان بزرگ تاریخ جهان قرار داد. وی طریق رهایی و رستگاری را بر پایه­های یکساندلی، احترام و شفقت بنا نهاد. بودا پس از چهل و پنج سال تلاش و کوشش پی­گیر در راه بیداری رهروان، کمک به تمامی انسان­ها و ابراز عشق به تمامی موجودات هستی، در سن هشتاد سالگی، زیر دو درخت در منطقه­ی «کوسینارا»، کالبد جسملانی­اش را بدرود گفت و به نیروانا پیوست. جسد وی چند روز بعد از مرگش، سوزانده و خاکسترش بین هفت خاندان بزرگ تقسیم شد.

 

بودا

About these ads

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s